یادی از اعظم صدقی، نویسنده “پیراهه قسمت”

اعظم صدقی، نویسنده، شاعر و درامنویس تاجیک که با آفریدن اثرهای جالبی شهرت داشت، روز ۶ نوامبر در سن ۸۳ سالگی در زادگاهش، شهر خجند، درگذشت.
جنازه وی با انجام مراسمی رسمی، ولی به طور ساکت، در زادگاهش به خاک سپرده شد. خبر درگذشت وی در رسانههای محلی بازتاب چندان گستردهای نداشته است.
“فراموش شده”
محیالدین خواجهزاد، نویسنده محلی، با ابراز تأسف در این باره گفت که اگر یک ایجادکار عمر دراز بیند، از یک جهت، خوب است، ولی از جانب دیگر، وی از اجتماع دور و فراموش میشده است.
آقای خواجهزاد افزود: “خصوصا، اگر فرد ایجادکار بیمار شود، از جبهه زندگی بیرون شده و تقریبا که در زندگییش به فراموشی سپرده میشده است. این نکته را من به هنگام فوت همکارم اعظم صدقی مشاهده کردم.”
احمدجان رحمتزاد، رئیس اتحادیه نویسندگان ولایت سغد، گفت که اعظم صدقی یک انسان دریادل و بسیار نویسنده زحمتکشی بود که به میدان ادبیات با اثرهای مستند وارد شده است و بیشتر اثرهایش مستند هستند.
وی همچنین گفت: “در ادبیات پس از سالهای ۶۰ مقاله های اعظم صدقی در باره هادی کینجهیف، رحیمبای رحمت اف، قهرمانان اتحاد شوروی، شهرت داشتند. پس از این، مقاله “جوره-سرکار” که در زمان شوروی مشهور بود، از سوی ادیبان روس و دیگر ملتها بهای خیلی بزرگ گرفته بود. از روی این اثر فیلمی هم با نام “جوره دیرینه من” به نوار گرفته شده بود.”
فیلم “پیراهه قسمت”
به گفته نویسنده خواجهزاد، اعظم صدقی هر بیگاه و صبح از مجسمه کمال خجندی در شهر خجند حتماً دیدن میکرد و در اطراف آن گشت و گذار مینمود.
آقای رحمتزاد نیز در تقویت سخنان وی گفت آرزوی اکثر ادیبان محلی در سغد این بوده است که راجع به زندگینامه خواجه کمال خجندی اثری آفرند.
وی افزود: “خوشبختی استاد اعظم صدقی هم این بود که به این موضوع دست زده و کامیاب هم شد.”
اعظم صدقی رمانی از روزگار و آثار کمال خجندی با نام “پیراهه قسمت” نوشته است. بر پایه این رمان در سال ۱۹۹۵ شرکت “تاجیک فیلم” با رهبری طاهر صابراف، کارگردان معروف، فیلمی به نوار گرفته بود.
این فیلم از چهار قسمت عبارت بود و بعد وفات طاهر صابراف نواربرداری قسمتهای پایانی این فیلم متوقف شد. ولی یک سال قبل، شرکت “تاجیک فیلم” با مساعدت مقامات ولایت سغد قسمت پنجم آن را نواربرداری کرد.
از محیالدین خواجهزاد پرسیدم با یک جمله شرح دهد که اعظم صدقی در واقع کی بود و در ادبیات تاجیک چه جایگاهی داشت. وی گفت که اعظم صدقی از نمایندگان نسل ثانی ادبای شوروی تاجیک بود که بعد از نسل اول به عرصه ادبیات قدم نهادهاند.
وی افزود: “صدرالدین عینی، جلال اکرامی، عبدالسلام دهاتی، میرسعید میرشکر و دیگران در سالهای ۳۰ تا ۴۰ فرهنگ تاجیک را رشد داده بودند.”
“بعدا پیشبرد ادبیات به دوش ادبای نسل ثانی گذشت که نمایندگان آن عبدالملیک بهاری، پولاد تالس، فضلالدین محمدییف، اعظم صدقی و یک زمره دیگر بودند.”
شرح حال ادیب
اعظم صدقی (اعظم تواباویچ مدمیناف) در ماه آوریل سال ۱۹۲۷ در شهر باستانی خجند به دنیا آمد. او بعد فارغ شدن از مکتب میانه محلی در دانشگاه دولتی تاجیکستان تحصیل نمود و تمام حیات خود را به کار ایجادی بخشید.
وی در آغاز، تا اوایل سالهای ۶۰ قرن ۲۰ در روزنامههای “پیئونر تاجیکستان”، “کمسمال تاجیکستان” و مجله “خارپوشتک” فعالیت داشت. بعداً وی در وظیفههای مختلف، از جمله رهبری تئاترهای دولتی به نام صدرالدین عینی و محمودجان واحداف کار کرده است.
احمدجان رحمتزاد میگوید که اعظم صدقی در اوایل سالهای ۸۰ و ۹۰ قرن گذشته در شهر خجند زندگی و ایجاد میکرد و موضوعهای آثار بزرگحجم وی از این محل منشأ میگیرند.
در سال ۱۹۹۵ وی سردبیر مجله ادبی “خجند” (حالا “پیام سغد”) شد و تا سال ۲۰۰۲ در این جا فعالیت میکرد.
میراث صدقی
اعظم صدقی نخستین شعرهای خود را در سالهای ۴۰ قرن ۲۰ به طبع رسانده است. نخستین مجموعه شعرهای او با نام “نهال آرزو” در سال ۱۹۵۷ چاپ شده است. اشعار و داستانهای دیگر او در مجموعههای “بهار و لاله و عشق” (۱۹۷۳) و “قافیله عمر” (۱۹۸۱) منتشر شدهاند.
رومانهای اعظم صدقی “اشک، آتش، عشق” (رمان منظوم) در سال ۱۹۷۷، “در عالم سرسانی” سال ۱۹۸۵ “پیرهه قسمت” در سال ۱۹۹۷ و “ستاره اشک” در سال ۲۰۰۰ به طبع رسیدهاند.
اکثر نمایشنامه و درامهای وی، از جمله “اراده زن”، “خانه امید”، “کاسه صبر”، “ادای قرض”، قصه “اتش در قبرستان”، رمانهای “پیراهه قسمت”، “ستاره اشک”، “زخم قصاص”، “صبح دهمای” در صحنههای تئاتر نیز به نمایش گذاشته شدهاند.
اعظم صدقی کتابهایی برای بچگان نیز نوشته است که “کتچه”، “در سر کوه بلند”، “کولاهم را خنک خورد” و “عالمجان مکتبخوان شد” از جمله این کتابها به شمار میآیند.
بازتاب حیات مردم و فعالیت آنها در واحدهای کشاورزی شوروی، موضوع آزادی زنان و وحشتهای جنگ جهانی دوم از موضوععات اصلی آثار اعظم صدقی محسوب میشوند.
وی به عنوان یک درامنویس و رماننویس سلسله اثرهای منظوم و رمان و نمایشنامهایی را مانند “راز دل آشنا”، “چکیدههای سرنوشت” و سناریوهای چند فیلم هنری و مستند را آفریده است که در گنجینه ادبیات و هنر تاجیک محفوظند.
جایزه کمال خجندی
اعظم صدقی از سال ۱۹۵۷ عضو اتحادیه نویسندگان تاجیکستان شده است. برای زحماتش در دوران شوروی مدالها و افتخارنامههای دولت وقت جمهوری شوروی تاجیکستان را به دست آورده است.
همچنین، در سال ۱۹۹۶ وی جایزه ادبی به نام کمال خجندی و عنوان فخری “کارمند شایسته تاجیکستان” را دریافت کرده است.
احمدجان رحمتزاد میگوید که اعظم صدقی بسیار ادیب زحمتکش بود و تا لحظههای آخر عمرش مشغول کارهای نویسندگی بود. آخرین قصه وی در باره معتادان به مواد مخدر حکایت میکند که آن در شعبه اتحادیه نویسندگان در ولایت محفوظ است.
به گفته وی، شعبه محلی اتحادیه نویسندگان تاجیکستان در ولایت سغد قصد دارد در آینده میراث ادبی اعظم صدقی را در کتابهای علیحده منتشر کند.
نویسنده محیالدین خواجهزاد میگوید: “هرچند اعظم صدقی از بین ما رفته است، ولی آثار او در دل خلق جای گرفته است. خاطره درخشان انسان نیکسرشت، قلمکش ماهر و داننده خوب جهان معنوی انسانها اعظم صدقی در دل مردم ابدی خواهد ماند.”