هراس قدرت های فرا منطقه ای از حضور ایران در افغانستان

حضور ایران در افغانستان با اینکه با اهداف انساندوستانه صورت می گیرد ، اما این حضور هراس و نگرانی قدرت های فرامنطقه ای را بدنبال داشته است. تهران همواره در زمان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ، جنگ های داخلی و بازسازی این کشور، درکنار مردم افغانستان بوده است. مشارکت ۳۶۰ میلیون دلاری در بازسازی افغانستان و کمک به امورآموزشی این کشور، تنها بخشی از مساعدت های تهران به کابل بوده است.
با اینحال، کشور ایران در طول سال های متمادی از عوارض ناشی از قاچاق موادمخدر که منشا آن خاک افغانستان بود در امان نمانده است.
ترانزیت مواد مخدر و ورود و خروج قاچاقچیان از مرز مشترک ایران و افغانستان، چیزی نیست که تهران بتواند نسبت به آن بی تفاوت باشد و از این رو، ثبات و امنیت افغانستان را امنیت خود می داند.
افغانستان اکنون ۳۰ سال است که با بی ثباتی و ناامنی مواجه است. این کشور در دوره ای با اشغال ارتش شوروی سابق به خاک افغانستان روبرو بوده است. با اینحال پس از پایان اشغال شوروی سابق، غائله طالبان در افغانستان بوجود آمد.
تحرکات طالبان در افغانستان و حادثه ۱۱ سپتامبر، پای قدرت های فرامنطقه ای را به افغانستان بازکرد. با اینکه سال ها از سقوط طالبان در افغانستان سپری شده است ، اما هنوز بیش از یکصد هزار سرباز ۴۰ کشور خارجی در این کشور حضور دارند و بیشترین خبرهای این کشور نیز، از کشتار و ناامنی در افغانستان حکایت دارد.
با ورود نیروهای چند ملیتی به افغانستان، کمتر فرصتی به کشورهای منطقه و همسایه این کشور برای حل مسایل کابل داده شد و قدرت های فرامنطقه ای نیز تمایلی در این زمینه از خود نشان ندادند.
به باور کارشناسان، چنانچه قدرت های حاضر در افغانستان ، نقش ایران را در افغانستان بپذیرند ، یقینا صلح و آرامش و بازسازی این کشور آسانتر حاصل خواهد شد.
قدر مسلم این است که آمریکا و قدرت های فرامنطقه ای برای حل بحران افغانستان هرگز قادر نیستند نقش ایران را به عنوان همسایه افغانستان نادیده بگیرند ، زیرا همجواری و اشتراکات فراوان دو کشور، خود بخود این دیدگاه را نقض می کند.
تهران همواره از رویکردهای منطقه ای برای حل بحران ها استقبال کرده و دست دوستی بسوی کشورهای منطقه و همسایه دراز کرده است. در این راستا طرح ها و ابتکارات منطقه ای یگانه راه برون رفت از بحران های منطقه ای است که می تواند مشکلات را حل و فصل کند.
محدود کردن نقش ایران در حل و فصل مسایل افغانستان، بی گمان بحران های منطقه ای را تشدید و پیچیده تر می کند و این موضوع قطعا مورد نظر کشورها و ملت های منطقه نیست.
قدرت های فرامنطقه ای در تلاش هستند همواره با وارد کردن اتهامات مختلف مبنی بر دخالت ایران در افغانستان، از نقش ایران در حل مسایل منطقه بکاهند. تظاهرات تعدادی از اتباع افغانی علیه ایران در باره آنچه اعدام شماری از قاچاقچیان و مجرمان افغانی ها خوانده شده ، دقیقا در این جهت برنامه ریزی شده است.
با وجود آنکه چندین سال از حضور نیروهای آمریکایی و خارجی در افغانستان می گذرد ، اما این کشور هرگز روی آرامش به خود ندیده است. شواهد نشان می دهد که حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان نه تنها از اعمال خشونت آمیز و خرابکارانه طالبان نکاسته ، بلکه برمیزان آن نیز افزوده است.
از لحاظ اجتماعی نیز وضعیت افغانستان در شرایط بسیار نامساعدی قرار دارد، درآمدهای این کشور بیش از پیش به کاشت تریاک وابسته شده است و از زمان حمله به این کشور کوهستانی، کشت تریاک چندین برابر گذشته، افزایش داشته است.
ایران و افغانستان از سال های دور روابط گسترده و محکمی با یکدیگر داشتند. این روابط هرچند در سالهای مختلف با فراز و فرودهایی همراه بوده است، اما پیوسته در جریان بوده و قطع نشده است. تنها مقطعی که روابط ایران و همسایه شرقی اش یعنی افغانستان به تیرگی گرایید، دوران تسلط طالبان بود که چند دیپلمات و یک خبرنگار ایرانی در مزار شریف به دست طالبان به قتل رسیدند.
پس از سقوط طالبان و استقرار دولت قانونی در این کشور، افغانستان بارها تلاش کرد تا تیرگی موجود در روابط با ایران را که حاصل دوران طالبان بود به شفافیت تبدیل کند و ایران نیز در یک برنامه بلند مدت، در تلاش برای تقویت هر چه بیشتر روابط سیاسی و اقتصادی با این کشور است.
با روی کار آمدن حامد کرزای و در دست گرفتن قدرت اجرایی در افغانستان توسط وی و همچنین نزدیکی اش به ایران برای بهره مندی از فرصتهای سرمایه گذاری اقتصادی این کشور، رفته رفته حضور ایران در صحنه معادلات سیاسی و همچنین اقتصادی افغانستان را پررنگ تر کرده است.
از سوی دیگر آمریکا نیز می کوشد تا فرصت حضور در افغانستان را از دست ندهد و به همین دلیل هر از چند گاهی با طرح اتهاماتی علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کند. این خواب آمریکا برای حذف کامل ایران از افغانستان تعبیر شدنی نیست ، بنابر این کاخ سفید قادر نیست حضور و تاثیر ایران را در افغانستان کاملا حذف یا حتی کمرنگ کند.
البته ناتوانی آمریکا در کمرنگ شدن و حذف ایران از صحنه تحولات افغانستان چند دلیل دارد:
۱- نقشه جغرافیایی نشان می دهد که ایران همواره به عنوان همسایه افغانستان باقی خواهد ماند ، بنابراین بطور طبیعی و خواه و ناخواه تهران و کابل برسرنوشت یکدیگر تاثیر خواهند گذاشت و تلاش های کاخ سفید برای برهم زدن این روابط که معمولا با اتهامات واهی همراه است، ناکام خواهد ماند.
۲- رهبران بلند پایه ایران و افغانستان باوجود همه شیطنت های عوامل خارجی، همواره از گسترش روابط بین دو کشور استقبال کردند و تحت هیچ شرایطی حاضر نشده اند صدمه ای به این روابط روبه رشد وارد شود.
۳- ایران در ۳۰ سال گذشته خدمات فراوانی به افغانستان کرد. پذیرش بیش از ۳ میلیون مهاجر و پناهجوی افغانی و ماندگاری آن ها در ایران، هرگز پیوندهای ناگسستنی دو ملت را خدشه دار نخواهد کرد.
۴- تهران در خلال سال های تجاوز ارتش شوروی سابق به افغانستان و حکومت طالبان، همواره از مجاهدین افغانی حمایت کرد و قطعا این پشتیبانی تاریخی، هرگز از حافظه مردم افغانستان پاک نخواهد شد.
۵- ایران با ۳۶۰ میلیون دلار اعتبار در بازسازی افغانستان حضور فعال دارد ، اگرچه قدرت های فرامنطقه ای، علاقه ای به این حضور ندارند.
هر چند قدرت های فرامنطقه ای در تلاش هستند که از نقش ایران در تحولات افغانستان بکاهند ، اما پیوندهای دو ملت ایران و افغانستان نشان می دهد که این دو کشور از هم جدا شدنی نیستند و تلاش های قدرت های خارجی همانگونه که تاکنون بی ثمر بوده در آینده نیز ناکام خواهد ماند.
گسترش روابط تهران و کابل، برای هر دو کشور ایران و افغانستان سودمند است و رهبران دو کشور با آگاهی از این موضوع، برای رشد روز افزون این روابط تلاش می کنند. به نظر می رسد قدرت های خارجی با درک این پیوند، ناچار هستند به واقعیت حضور و تاثیر ایران در حل معادلات افغانستان تن در دهند.
از : علی حبیبی